در حال آماده کردن محتوا…
تریاک خوردن سلطان مسعود غزنوی
بیهقی (درسگفتارها و مقالات)
تریاک خوردن سلطان مسعود غزنوی (بخش ۱ از ۲ )
تاریخ بیهقی از یک منظر داستان طلوع و زوال سلطنت مسعود غزنوی است. در این زوال و اضمحلال غمبار، امیر مسعود هم بد کرد و هم بد آورد. از جمله جاهایی که بد آورد اینجا بود:
«امیر از هرات برفت بهجانب پوشنگ با لشکری سخت گران آراسته. هزاهر در جهان افتاد از حرکت این لشکر بزرگ. طغرل به نشابور بود. چون امیر به سرای سنجد رسید، بر سر دو راه نشابور و طوس، عزمش بر آن قرار گرفت که سوی طوس رود تا طغرل ایمنگونه فرا ایستد و دیرتر از نشابور برود تا وی از راه نوق تاختنی کند سوی استوا و راه فرو گیرد، چنانکه نتواند که اندر نسا رود. پس به چشمۀ شیرخان رفت و داروی مسهل خورد و از دارو بیرون آمد و خوابی سبك بكرد. و نماز دیگر پیل ماده بخواست و برنشست. وزیر را مثال داد تا نماز خفتن براند. این بگفت و پیل بهتعجيل براند، چنانکه تاختن باشد. و طغرل سواران نيكاسبه داشته بود بر راه. چون شنوده بود که امیر سوی طوس رفت، مقرر گشت که راهها بر وی فروخواهد گرفت، بهتعجیل سوی اون کشید. از اتفاق عجایب که نمیبایست که طغرل گرفتار آید، آن بود که سلطان اندك تریاکی خورده بود و خواب تمام نایافته، پس از نماز خفتن بر پیل به خواب شد و پیلبانان چون بدانستند، زهره نداشتند پیل را بهشتاب راندن و به گام خوشخوش میراندند و سلطان خفته بود تا نزديك سحر و آن فرصت ضایع شد، که اگر آن خواب نبودی، سحرگاه بر سر طغرل بودی. و من با امیر بودم . سحرگاه نیز براندیم. امیر پیل براند بهشتابتر. طغرل بامداد از آنجا برانده بود که آواز کوس رسیده بود چنانکه بسیارجای ثقل [و بسیار کالا و قماش] بگذاشته بودند از شتاب که کردند. و امیر دمادم در رسید و فرود آمد سخت ضجر از شدن این فرصت و در خویشتن و مردمان میافتاد و دشنامی فحش میداد، چنانکه من وی را هرگز بر آن ضجرت ندیده بودم» (۱).
میبینید که سرنوشت نبرد مسعود با طغرل سلجوقی و سرنوشت نهایی او و سلسلۀ غزنویان بهدلیل این خواب نابهنگام عوض شد. مسعود چرا در آن هنگامۀ خطیر خفت؟ چون پس از خوردن داروی مسهل اندکی تریاک خورد. خب چرا در آن گیرودار تریاک خورد؟
استاد خطیبرهبر به معنا کردن تریاک به «افیون و معجونی که به آن تریاق گویند» بسنده کرده است (۲). استادان یاحقی و سیدی از مقالۀ «افیون در ادبیات فارسی» آقای محمد سیاسی نقل کردهاند:«ظاهرا این نخستین مورد از استعمال تریاک بهعنوان تفنن در ادبیات فارسی است» (۳).
متأسفانه فعلا به مقالۀ آقای سیاسی دسترسی ندارم اما موافق نیستم که تریاک به معنی افیون باشد. در حدود اطلاع ناچیز من گویا آنچه امروز تریاک مینامیم، در روزگار بیهقی افیون نامیده میشد. تریاک/ تریاق معجونی بوده که انواع مختلف و مصارف پزشکی گوناگون داشته و رسالات و کتب دربارۀ آن نوشته شده است (۴).
در اغراضالطبیه و ذخیره خوارزمشاهی، هر دو از اسماعیل جرجانی (۴۳۴-۵۳۱ ق) فصول بسیار مفیدی دربارۀ داروهای مسهل هست که با توجه به آنها میتوان این چند جملۀ تاریخ بیهقی را کمی روشنتر و دقیقتر فهمید. بر مبنای این دو کتاب:
۱.علیالقاعده سلطان مسعود در چنین اوضاع و احوالی نمیبایست داروی مسهل بخورد. چون حکم پزشکان بوده که «کسی را که شادی بزرگ یا غمی بزرگ یا اندیشه و مهمی بزرگ دارد، دارو نشاید خورد»(۵). ولی لابد مسعود در این موضوع هم استبداد ورزید. @n00re30yah @Seyedibeyhaghi
پیوندهای مطلب
بیهقی (درسگفتارها و مقالات) · پیام ۷۹۸
